49
ساده نبود
کم هم نبود
رسیدن به مقصدی که خالی شده بود.
نه رنج بود نه درد نه زخم.فقط سرخوردگی،
از اون همه شوق رسیدن.هیچ دست آویزی نبود.
گفتم:
"دفعه بعد کنارت ،درست کنارت ظاهر میشم"
جواب داد:
"اونوقت منو میبوسی"؟
حالا ماه ها گذشته از اون نیشخندش و من به اونچه که گفتم
چنان وفادارم انگار که فقط برای همین به دنیا اومدم.
هنوز اونجا ایستادم،با بسته کوچکی در جیبم ..
"دفعه بعد درست کنارت ظاهر میشم"همین
همین
+ نوشته شده در ساعت توسط اایمان