ساده نبود

    کم  هم نبود 

رسیدن به مقصدی که خالی شده بود.

 

 نه رنج بود نه درد نه زخم.فقط سرخوردگی،

 

 

از اون همه شوق رسیدن.هیچ دست آویزی نبود.

 

گفتم:

"دفعه بعد کنارت ،درست کنارت ظاهر میشم"

 جواب داد:

"اونوقت منو میبوسی"؟

 حالا ماه ها گذشته از اون نیشخندش و من به اونچه که گفتم

چنان وفادارم انگار  که فقط برای همین به دنیا اومدم.

هنوز اونجا ایستادم،با بسته کوچکی در جیبم ..

"دفعه بعد درست کنارت ظاهر میشم"همین

 

 

 

همین