56
| چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۹۴ ساعت: 1:12 | توسط:رسول | ||||
| من دقیقا این گوشیه ی حیاط/حیات/هیات/هیاط وایسادم، دست به سینه یه پامم ستون کردم، با نوک اون پامم دارم خط خطی می کنیم زمینو و زیر چشمی نگات می کنم و البته اون لبخند خاصمم دارم و دلم می خواد بهت بگم: عقددددددددددده ای، مگه بین داد و بیداد درد سردیه فلسطینی و یه پاریسی فرقی هست؟! پدر جد فلسطینیه می تونست نصف نخلستوناشو تاخت نزنه با یه خوشگل باربی چش قشنگ که الان نوه ش پس گردنی نخوره. مگه بیت المقدس و اورشلیم ملک پدری یهودیا نیست که، عربای مسلمون زور گیرش کردن؟ مگه همون قدر که، مالیات دهنده ی پاریسی باید یقیه دولتش رو بگیره، نباید سوری و لبنانی و فلسطینی و یمنی این کارو بکنه که، گردن کلفتای سپاهقدس ایران چه گوهی می خورن تو کشور ما و ما دقیقا تاوان چیرو داریم پس می دیم؟!! مگه معارضین یمنی موشک هایی که در دسترسشونه،تا ریاض و جده و مکه برد ندارن دو تا بزنن وسط مکه یه گوشه ی کعبه رو هم بریزن پایین تا ملک عبدالله و بچه هاش بیفتن به گوه خوردن. نع، نو،نوچ،لا. اینا همون بازیه لحاف ملاس ایمان اینا همون موازنه ی منافع غرب و شرقه که هر قرن، عوض می کنن جا نونی ها رو. من و تو و کودک سوری و سر پیکو و بازی آلمان فرانسه و راهپیمایی اربعین و حادثه ی منا و سردار سلیمانی و سقرط مسافر بری روسیه و روزنامه ی کیهان همه کشک دامدارانیم. بیا بغلم خب لامصبببببببب مااااااااااااااچچچچچچ خب لاکردار چه طوری؟ کجایی؟ چه می کنی مرد معترض؟ |
|||||
رسول از دوستای خوب قدیمی توو دنیای مجازیه..
که سرش به تنش می ارزه.براش احترام قائلم ،به همین خاطر
نقدش رو اینجا گذاشتم .
سلام رفیق..
همینجا..
خوبم...
+ نوشته شده در ساعت توسط اایمان
|