68

ژست جدیدته آدمی افسرده که سوزن شده به روزشمار خاطراتش توو دستت به هر دلیل روشن میشه .از یه مشاجره لفظی یا هر نوع محرک احساسی گرفته تا..........وقتی قدم میزنی .. وقتی تا خرخره مستی ،پشت رل بعد از استخر و سونا . بعد از صبحانه، بعد از چای، بعد از شام، قبل از خواب، توو تاریکی حیاط واسه برفی که نشسته رو شاخه ها توو شبای مهتابی که آشفته میکنه خوابتو ،از استرس که الان میرسه از راه..وقتی رفت وقتی تنت بوی تنش رو میده ..برای نم نم بارون ، توو هوای شرجی شمال،وقت اذان استانبول ..شاهرود با اون هوای خوب و جای خالی ش و لحظه های ناگوار ،سبزوار لعنتی,سبزوار،پشت پنجره همه هتل ها،توو قطاری که میخورد به قطار مخصوص حمل حیوانات ،توو راهروی قطار لوکس و سوپر لوکس و فرودگاه سیگار سیگارسیگار پووووووووووو .دست نمیکشی از این گه
تا یه روز یه جا یهو به خودت میای....
به خودت میای..و تمام
میزاریش کنار...