بعد از ساعتی رانندگی ماشین رو زدم کنار

توو هوای خنک جاده.صدای پخش بالا با یه آهنگ بی همتا

و صدای رد شدنه ماشین های دیگه.به درک که میبینن

وایسادم رو به قوانین جمعه رو به احکام زنا ربا و دفن مرده

روی راهی که گفتن رو به رستگاریه

ففففف چه هوایی چه آهنگیه

زیپ شلوار یه کم گیر داره 

روی همه احکامت که تورو "خوب پاک و منزه"

منو" بد "دسته بندی میکنه

روی هر چی که واسه تو مقدسه و روی من و روز های من مسلطه 

شششششا....دم به همشون.

بدون مکث و مقدمه.روی همشون عجب تفسیریه

خیلی خوبه.

خوبه...

 

این واسه کامنت تو بود" دکتر فرهاد"

متوجه ای که چیکار کردم.

این پستم واسه خودته.

آره