26
بعد از ساعتی رانندگی ماشین رو زدم کنار
توو هوای خنک جاده.صدای پخش بالا با یه آهنگ بی همتا
و صدای رد شدنه ماشین های دیگه.به درک که میبینن
وایسادم رو به قوانین جمعه رو به احکام زنا ربا و دفن مرده
روی راهی که گفتن رو به رستگاریه
ففففف چه هوایی چه آهنگیه
زیپ شلوار یه کم گیر داره
روی همه احکامت که تورو "خوب پاک و منزه"
منو" بد "دسته بندی میکنه
روی هر چی که واسه تو مقدسه و روی من و روز های من مسلطه
شششششا....دم به همشون.
بدون مکث و مقدمه.روی همشون عجب تفسیریه
خیلی خوبه.
خوبه...
این واسه کامنت تو بود" دکتر فرهاد"
متوجه ای که چیکار کردم.
این پستم واسه خودته.
آره
+ نوشته شده در ساعت توسط اایمان